جوانان خلاق اثبات شمال چیزی غیر از ترسناک نیستند


بر اساس مجموعه معروف بدنام خانواده انسان ادوارد استیچن ، دانشجویان دانشگاه سالفورد مادربزرگ های چاپ پلنگ ، پوست پیاز زنانه و مادران بدن سازی را جلوی بدن خود می گذارند. از قاب

بازگشت به سال 1955 ، MoMa با ادوارد استیچن عکاس ارتباط برقرار کرد تا آنچه بعدا بعنوان یکی از بلند پروازانه ترین و گسترده ترین سوابق زندگی بشر شناخته می شود را به نمایش بگذارد. همانطور که توسط 273 عکاس لنز دیده می شود ، مجموعه تصاویر 503 دوبله شده است خانواده انسان در 63 کشور طول کشید و جهانی ترین لحظات زندگی را به تصویر می کشد: از مادری اینویتی که بینی فرزندش را در یک ایگلو حلق کرده و یک زوج پیر هلندی با محتوای بیکار روی نیمکت پارک نشسته اند ، تا یک قبر تازه که با گل های تشییع جنازه در اعماق آمریکای جنوبی پخش شده است.

این سریال پادزهر قدرتمندی برای تنهایی در جهانی است که به طور فزاینده ای جهانی شده است. شاهدی بر اینکه چگونه نه جغرافیا ، فرهنگ و نه فناوری نمی توانند بین روزمره ترین نشانگرهای وجود انسان قرار بگیرند. با این وجود بسیاری از تصاویر یادآور تکینگی خود ما هستند: اینکه بدن و داستان های ما به اندازه ی صدها تصویر دیگر در نمایشگاه زودگذر هستند. نتیجه نوعی بیگانگی است ، اگر فضول گرایی نباشد ، که بعد از جهانی که می دانید چیست ، همه ما به آن عادت کرده ایم.

بنابراین در انتهای سال که ارتباطات انسانی بیش از حد دچار مشکل شده است ، منطقی است که دانشجویان مد دانشگاه سالفورد باید برای دومین سال به بخش اصلی کار Steichen برگردند. در زیر ، ما با چند زن جوان تصویر ساز در پشت پروژه صحبت می کنیم که آنها خانواده ، معلولیت ، هویت جنسیتی و “تازه کنار آمدن با آن” را برای نسخه 2021 خود بررسی می کنند. خانواده انسان.

RUBEE GRAHAM

“اولین خاطره من از انجام کاری خلاقانه در کارگاه انیمیشن سازی استاپ در سن 7 سالگی بود. این بسیار لذت بخش بود زیرا من مسئول این بودم که از چه رنگ هایی استفاده کنم ، چگونه طراحی مجموعه را انجام دهم ، چگونه شخصیت ها را خلق کنم و نحوه لباس پوشیدن آنها را سبک کنم. خلاقیت در سال گذشته موافقان و مخالفان خود را داشته است اما فکر می کنم این امکان را برای من فراهم کرده تا بتوانم قفل خود را باز کنم و خارج از چارچوب فکر کنم. شما به این روزها نیاز دارید همه گیری ثابت کرده است که شما برای خلق چیزی شگفت انگیز به چهار دیوار سفید یک استودیو نیاز ندارید. پدرم این عکس را به عنوان سلفی از برادر کوچکترم اوسکا ، خواهر بزرگتر من تیلی و من گرفته است. من فکر می کنم این تصویر پیوند ، حمایت ، خانواده را منتقل می کند. اگر ما بتوانیم با مسائلی مانند تغییر اقلیم ، نژادپرستی ، تبعیض جنسی ، کل مسائل مقابله کنیم – جهان زیبا خواهد شد. من برای آینده خیلی هیجان زده ام ما باید دنیا را مهربان تر کنیم. “

MEKA GOULDING

“دختر نوجوان بودن بسیار سخت است. به طور مداوم چیزهای جدیدی وجود دارد که احساس می کنید باید نسبت به خودتان ناامن باشید یا از آنها متنفر باشید. با این وجود خلاقیت همیشه چیزی بود که نسبت به آن اطمینان داشتم و از آن عذرخواهی می کردم. من عاشق شخصی که پشت دوربین بودم شدم. وقتی 14 ساله بودم با قطار به منچستر می رفتم و روز را به عکاسی از مردم در خیابان ، کافی شاپ ها یا تراموا می پرداختم. من دوست داشتم که چگونه می توانم مردم را در واقعی ترین و طبیعی ترین حالت خود اسیر کنم ، مشاهده افراد روزمره در مکان های روزمره و انجام کارهای روزمره.

با این پروژه سعی کردم نماد برادر کوچکم ، باب باشم. هنگامی که باب در خانواده ما پذیرفته شد ، با مبارزات و ویژگی های خاصی روبرو شد که او را از پسران 15 ساله دیگر جدا می کند. با کمک یک مدل ، من می خواستم رویکرد منحصر به فرد باب را به موسیقی منتقل کنم. اگرچه او برای حفظ شعر و ملودی تلاش می کند ، اما هر وقت بلندگو به برق متصل می شود ، هرگز از رقص باز نمی ماند.

من می خواستم این تصاویر عبارت “رقص مثل اینکه کسی تماشا نمی کند” باشد. بنابراین برای انجام این کار ، تلفن مدل را به بلندگو متصل کردم و احساس “احساس” کردم و با سرعت کم شاتر به سمت موسیقی حرکت کرد. به دلیل بسته بودن استودیوها ، مجبور شدم مجموعه را با استفاده از ملافه ، گیره و حباب های مو در برابر دیواری در تخت خودم ایجاد کنم. اگرچه این روند در ابتدا احساس ناراحتی می کرد ، اما در نهایت باعث ایجاد یک لایه راحتی دیگر برای عکسبرداری و حضور مدل شد. “

جیمز کرایتون

“برای این مجموعه ، من به نمایندگی مردانگی متمرکز شدم. جامعه ما وسواس دارد که مردان “یکی از بچه ها” باشند اما مردانگی واقعی هیچ تعریفی ندارد. یک مرد می تواند یک تاپ کراپ با برخی از دویدن ها بپوشد و مردانه را تشخیص دهد. هنگامی که من جوانتر بودم ، به یاد می آورم که دختری با کیف حمل و نقل در اطراف شهرم می گشت و فکر می کرد “من واقعا کیف کیف می خواهم”. اما فشارهای یک شهر کوچک داشتن اعتماد به نفس در داشتن چیزی را که به طور کلیشه ای توسط یک پسر پوشیده نمی شد ، دشوار می کرد. هدف من الهام بخشیدن و تأثیرگذاری بر مردم است که خود واقعی آنها باشند و این قوانین اجتماعی ساخته شده را فراموش کنند. البته ، من مجبور شدم از مدلی استفاده کنم که نظرات من را به اشتراک بگذارد و سام بسیار الهام بخش بزرگی برای من باشد ، او هرچه می خواهد می پوشد و دیدن آن بسیار عالی است. من می خواهم که مردم خود را در این تصاویر منعکس کنند و اعتماد به نفس درونی را برای پوشیدن هر آنچه که می خواهند بدست آورند – آنها فقط باید برای آن فشار بیاورند. “

مگان هاوارت

“نام من مگان هووارت است و من اصالتاً اهل جزیره من هستم ، که یک جزیره کوچک و کوچک در دریای ایرلند است. من همیشه تا زمانی که به یاد می آورم خلاق بوده ام. این را از پدرم گرفتم – او برای همیشه در حال نقاشی و نقاشی پرتره از همه ما بود ، به یاد می آورم که کنار او نشسته بود و همین کار را می کرد. من همیشه دوست داشتم به خوبی او باشم.

تصاویر من برادر کوچکم را نشان می دهد ، او فقط در 5 ماهگی او را قبول کردیم. او بهترین چیزی است که برای خانواده ما اتفاق افتاده است. جی با اوتیسم و ​​SPD (اختلال پردازش حسی) دست و پنجه نرم می کند ، به این معنی که دیدگاه او در مورد جهان کمی با دیدگاه ما متفاوت است. تمام حواسش بالا رفته است. من می خواستم این را از طریق تصاویر خود به تصویر بکشم و یک مجموعه مد را بر اساس عوامل تحریک کننده SPD ایجاد کنم: رنگ های بلند ، الگوها و غیره. جی برای همکاری یک چالش بود بنابراین مجبور شدم بداهه پردازی کنم ، شرایطی ایجاد کنم که بتوانم او را به طور طبیعی تنظیمات.

ایجاد یک مبارزه در طول یک سال گذشته بوده است. از آنجا که ما قادر به ارائه مدل نبودیم ، مجبور به بداهه پردازی شدیم – با استفاده از دوستان و اعضای خانواده در حباب خود. اما من به آنچه در آینده انتظار دارم امیدوارم. من می دانم که با اطمینان بیشتر به انتخاب های هنری ام و ایمان بیشتر به کارم جلو خواهم رفت. ”

لوسی ایوانز

“من قبلا می خواستم یک طراح مد شوم و به وضوح می توانم بخاطر بسپارم که کتابهای رنگ آمیزی که لباس مجلسی سیندرلا را سیاه می کردم و فکر می کردم انقلابی است ، خریداری کردم. این رویا ادامه داشت تا اینکه من در دبیرستان منسوجات را شروع کردم و فهمیدم که در خیاطی بی فایده هستم ، بنابراین حدس می زنم آنجا بود که ساخت تصویر به معادله تبدیل شد. این تصویر مربوط به مادربزرگ من ، ساندرا است. او واقعاً یک نیروی طبیعی است و بسیاری او را به دلیل توانایی خود در روشن کردن اتاق دوست دارند. من واقعاً می خواستم این را در کار خود تکریم کنم. این سبک بازتاب سبک شخصی خودش بود و اشاره به چگونگی تشویق او به من برای راه رفتن با چاپ پلنگ سر تا پا از کودکی.

از نظر من ، بیان او بیانگر این است که او غالباً کنار آن می ایستد: “زندگی چرند است ، اما شما فقط باید از پس آن بر بیایید”. این شاید جالب ترین سرگرم کننده ای بوده است که من در کنار هم قرار دادن یک شلیک داشته ام. پر از خنده بود و وقتی ساندرا شروع به کار کرد ، دیگر هیچ مانعی نداشت. او یک ورزش واقعی بود. من فهمیدم که هنگام ایجاد کار چقدر برای همکاری و احساس جامعه ارزش قائل هستم. من کار خود را در زمینه ایجاد تصویر در طی همه گیر جهانی آغاز کرده ام و کارهایی را تولید کرده ام که واقعاً به آنها افتخار می کنم ، بنابراین احتمال اینکه بتوانم به دنیا بروم و با دیگر خلاقان درگیر شوم بسیار هیجان انگیز است. “

MARIA MARSHALL

“من در واقع می خواستم زبان انجام دهم. من فقط در سن 17 سالگی شروع به کشف جنبه خلاقیت خود کردم ، وقتی در هنر و منسوجات تحصیل کردم ، و این باعث شد علاقه واقعی خود را به مد پیدا کنم. روشن ، بازیگوش و رنگارنگ ، این تصویر از خواهرزاده یک ساله من الهام گرفته شده است. از طریق یک ظاهر طراحی شده ، مفهوم جدید و تولد را کشف کردم. از آنجا که خواهرزاده ام آسیای سیاه است ، من می خواستم مدل هایی را انتخاب کنم که شباهت زیادی به او دارند و بر نمایندگی POC تأکید می کنم. من لنا را پیدا کردم که با نمایش احساسی از پاکی و صداقت ، فردی کامل برای نمایندگی آن بود. این تصویر معصومیت و کیفیتی بازیگوشانه مانند کودک ، حس تولد و زیبایی واقعی را منتقل می کند. من فهمیدم که سبک من کاملاً بالاتر از حد بالا است بنابراین در نهایت با تصاویرم کاملاً واقعی برخورد کردم. من سبک خودم را به عنوان یک سازنده تصویر و سبک پیدا کردم که بسیار رنگارنگ و کیچ شده است. “

لورن هوستون

“من واقعاً دوست داشتم نویسنده شوم و از جوان ترم داستانهای ترسناک کوتاه می ساختم. اما اولین چیزی که به خاطر آوردم یک خانه مقوایی برای آواتار Club Penguin من بود – avrillavigne376. این تصویر از سریالی بود که من به رابطه خود با دوستم گریس اختصاص داده بودم. این یک نامه عاشقانه برای وابستگی به کد و اجازه دادن به خودتان برای تبدیل شدن به “بار” است. من کاملا مدیون حمایت بی پایان او هستم ، بنابراین می خواستم وزن و قرار گرفتن در معرض یکدیگر را نشان دهم.

این ژست ها باعث می شود که احساس شود کاوش یکدیگر از روشی که حیوانات انجام می دهند وجود دارد. من این روش دیدن را دوست دارم زیرا این پیوند را غریزی نشان می دهد. اگرچه برخی از ژست هایی که تصور می کردم ، محدودیت های آناتومی انسان را آزمایش کرده اند ، بنابراین مجبور شدم چند مورد را تغییر دهم! من ما را روی سونی Handycam خود ضبط کردم که عکس ها را از آن بیرون کشیدم ، حدود 2-3 ساعت فیلم بود. در طول یک سال گذشته ، ایجاد فضای شخصی برای حضور در من بیش از هر زمان دیگری احساس اهمیت کرده است. من دوست دارم در آینده ای نزدیک یک مجموعه تاسیس کنم ، قفل کردن باعث شده است که بفهمم وجود مردم در اطراف برای ادامه دادن به شما مهم است مغز! “

شارلوت

“من یک خانواده بسیار نامتعارف دارم ، بنابراین برای Family Of Man می خواستم این موضوع را بگیرم. خالکوبی ، سوراخ کردن ، جراحی پلاستیک ، بدن سازی … ما حداقل یک خانواده معمولی نیستیم! مادر من ، کاترین ، یک بدنساز نسبتاً جدید است که در اواخر امسال در یک مسابقه بیکینی شرکت می کند. من دوست دارم فکر کنم که تصاویر من دیدگاه متفاوتی از آنچه یک بدنساز می تواند نشان دهد نشان می دهد – یک مادر ، یک داروساز ، یک زن 47 ساله که معتقد است برای دنبال کردن رویاهای شما هرگز دیر نیست. من می خواستم تصاویر را تا آنجا که ممکن است طبیعی نگه دارم ، بنابراین آنها را در سالن بدنسازی خانه او گرفتم. متأسفانه نور در آنجا وحشتناک است! بنابراین برای بدست آوردن عکس ها بداهه پردازی و آکروباتیک زیادی با یک چراغ زنگ نیاز بود.

دانستن عنوان خود در جهت صنعتی که بسیار اشباع شده و به نظر می رسد همه کارها انجام شده است ، کار آسانی نیست. اما همچنین خوب است که این مسئله را به عنوان یک چالش مشاهده کنید. من می خواهم بخشی از انقلاب باشم ، عصر جدیدی در مد که با کره زمین مهربان تر است و پذیرش بیشتری دارد. برنامه های من برای حرکت به جلو این است که در خلاقیت خود ادامه دهم ، و از هر فرصتی که ممکن است در طول مسیر پیدا کنم! “

BEA ROBINS

“من فکر نمی کنم من در کلیشه های خلاقانه بزرگ شدن متناسب باشم. من نقاشی نکردم ، نقاشی نکردم و نساختم. اما من همیشه قصه گویی را دوست داشتم و تا حدود 16 سالگی بود که دوربینی را برداشتم و خروجی خود را پیدا کردم. مجموعه تصاویر من نامیده می شوند از طریق خواهر من. ماموریت من این بود که از منظر خواهرم داستانی تعریف کنم. من هنوز او را کمی رمز و راز پیدا کنید. او نسبت به دنیا کنجکاو است و در عین حال از تنهایی لذت می برد ، چیزی که برای من بیگانه است. در بعضی مواقع او از ارتباط با محیط اطراف خود خوشحال است و من می خواستم این موضوع را بهتر درک کنم. تا حس دیگری بودن او را به تصویر بکشد.

هنگام استایل دادن ، من از تمام لباس های شخصی او و برخی از جواهرات استفاده کردم که خودش ساخته بود. ما یک روز را با مرور همه چیز گذراندیم تا همه سنگهای قیمتی پنهان را پیدا کنیم. به من اجازه داده شد که وارد زندگی خواهرم شوم بنابراین باید اطمینان حاصل کنم که او با همه کارهایی که انجام می دهم کاملاً راحت است و تصاویر من تا حد ممکن طبیعی و خام هستند. کار با خانواده احساس خطر می کرد و در شرایط عادی اولین انتخاب من نبود. اما یافتن راهی برای انطباق با قفل کردن یک منحنی عظیم یادگیری بوده و هنوز هم هست. اینکه بتوانید در همان فضایی قرار بگیرید که کسی برای داشتن یک تصویر خوب عکاسی حیاتی است. ”

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>