شکستن افسانه های حبس جمعی و تأثیر آن بر زنان

[ad_1]

کتاب جدید ویکتوریا لا ، زندانها ما را ایمن تر می کنند: و 20 افسانه دیگر در مورد زندانیان دسته جمعی ، روشن می کند که زنان در زندان چگونه نگرانی ها ، اولویت ها و هستی های خود را نادیده می گیرند – در اینجا ، او درباره لغو عملی صحبت می کند به نظر می رسد مانند

همانطور که اعتراضات زندگی سیاه پوستان جهان را در تابستان گذشته فرا گرفت ، یک صدای فریاد بلندتر از بقیه بلند شد: ‘بازپرداخت پول پلیس’. معترضین با برخاستن در برابر نهاد خشونت بار ، نژادپرست ، ترنس هراسی ، همجنسگرایانه و زن ستیزی که بارها و بارها از قدرت مقتدرانه خود سو استفاده کرده است ، به چالش کشیدن هنجار نگران کننده حبس توده ای جهانی پرداختند و خواستار لغو سیستم آنگونه که ما می شناسیم .

برای روزنامه نگار و نویسنده قانون ویکتوریا، این دو دهه اخیر مورد توجه او بوده است. قانون و همچنین کمک به زنان در زندان برای توسعه مهارت های نوشتاری ، چندین کتاب ، مقاله و مقاله در مورد خطرات حبس جمعی و راه های مقاومت در برابر آن نوشته است. کتاب جدید او ، زندانها ما را ایمن تر می کنند: و 20 افسانه دیگر درباره زندانیان جمعی، از این قاعده مستثنی نیست. در آن ، او 21 افسانه پایدار در مورد زندان ها را از بین می برد – بسیاری از آنها از کودکی به ما نفوذ کرده اند. اینها شامل این افسانه است که زندانها توانبخشی ارائه می دهند. آن نژاد هیچ ارتباطی با حبس جمعی ندارد. کسانی که در زندان هستند مقاومت نمی کنند و سازمان نمی یابند. و اینکه زندانها تنها راه رسیدگی به جرایم خشن هستند.

لاو به Dazed می گوید: “حتی اگر زندانها نتوانسته اند ما را ایمن نگه دارند ، اما ما بعنوان یک جامعه مشروط شده ایم که به عنوان پاسخی به هر مسئله اجتماعی و سیاسی به پلیس بیشتر ، زندانهای بیشتر و مجازات بیشتر روی بیاوریم.” “این تخیل ما را کاهش می دهد ، بنابراین ما به غیر از حبس کردن مردم به طریقی یا روش دیگر ، به راه حل های دیگری نمی اندیشیم.”

اگرچه گفتگوها درباره پلیس و لغو زندان بیش از هر زمان دیگری گسترده تر است ، اما یک گروه همچنان عقب مانده است. غالباً ، وقتی صحبت از هر دو گفتگو در مورد حبس جمعی و همچنین اصلاحات ملموس زندان می شود ، زنان فراموش می شوند. نگرانی ها ، اولویت ها و وجود زنان نادیده گرفته می شود ، در حالی که تلاش آنها برای مقاومت و سازماندهی در پشت میله ها نادیده گرفته می شود. قانون در کتاب خود ، چرایی این مسئله را بررسی می کند ، در مورد راه هایی که زنان ترانس و زنان رنگین پوست به طور نامتناسبی توسط سیستم قضایی کیفری مورد هدف قرار می گیرند ، بحث می کند و بررسی می کند که چگونه تجارب زنان از خشونت و ضربه آنها را در “خط لوله سو abuse استفاده از زندان” به دام می اندازد. “

لاو می گوید: “زنان همه سو استفاده های مشابهی را كه مردان در بند زندانی می كنند تجربه می كنند ، اما جنسیت آنها باعث می شود كه سیستم زندان ها – و مجموعه ای از م institutionsسسات دیگر – بی عدالتی ها و خشونت های بیشتری را به آنها تحمیل كنند.”

در اینجا ، لاو درباره برخی از اسطوره هایی که زندانیی جمعی را امکان پذیر می سازد ، اینکه چرا زنان از گفتگو کنار گذاشته می شوند ، و اینکه در حقیقت لغو پلیس چگونه است ، بحث می کند.

کتاب شما با محوریت افسانه هایی است که امکان زندانی شدن جمعی را فراهم می کند. چه چیزی این افسانه ها را اینقدر خطرناک می کند؟

قانون ویکتوریا: این افسانه ها با گذشت زمان پدیدار می شوند و غالباً برای از بین بردن ترس و ایجاد حمایت برای هزینه های بیشتر در امور پلیس و زندانها (در حالی که بودجه را به سایر منابع مورد نیاز مانند مسکن ، مراقبت های بهداشتی ، آموزشی و فرصت های اقتصادی می رسانند) ایجاد می کنند. همه می خواهند احساس امنیت و عاری از ترس از خشونت و حمله کنند – بسیاری از افسانه هایی که سیستم زندانیان جمعی را پشتیبانی می کنند ، این ترس ها را بازی می کنند. یکی از افسانه های گسترده و ماندگار این است که برای ایمن نگه داشتن ما به زندان احتیاج داریم. در ایالات متحده آمریکا ، هر کودکی از کودکی به این افسانه خورانده شده است ، و این در بزرگسالی از طریق پلیس و نمایش های جنایی ، رسانه های جریان اصلی و سیاستمداران ادامه دارد.

این افسانه ها ادامه زندانیی جمعی را به عنوان یک راه حل همه جانبه برای همه مشکلات جامعه توجیه می کنند. اگر این اسطوره ها را برطرف نکنیم ، در نهایت یا همان مسیر مجازات همیشگی را ادامه می دهیم (بدون هیچ گونه ایمنی واقعی) ، یا اینکه به اصلاحات پیشنهادی می پردازیم که به دلایل اصلی مشکلات نمی پردازند و نه ایمنی را تضمین می کنند.

چگونه می توانیم آنها را شناسایی و ریشه کن کنیم؟

قانون ویکتوریا: با کسب اطلاعات بیشتر در مورد حبس جمعی و زیر س questionال بردن موارد مکرر تکرار شده در توجیه زندانها و گسترش زندان. من می دانم که همه افراد وقت و تمایل به خواندن ، تماشای مستند یا گوش دادن به پادکست های بی پایان را ندارند که جزئیات تاریخچه و ماشینکاری های سیاسی در مورد زندانیان جمعی را شرح می دهد ، بنابراین من می خواستم کتاب من یک آغازگر آسان در مورد زندانیان جمعی باشد – و افسانه ها را از بین ببرد که بارها و بارها شنیدم

“حتی اگر زندانها نتوانسته اند ما را ایمن نگه دارند ، اما ما بعنوان یک جامعه مشروط شده ایم که به عنوان پاسخی به هر مشکل اجتماعی و سیاسی به پلیس ، زندانها و مجازات بیشتر روی بیاوریم” – قانون ویکتوریا

کتاب شما علاوه بر اینکه به طور گسترده تری به زندانهای جمعی نگاه می کند ، به تجربیات زنان در زندان می پردازد. چرا زنان اینقدر غالباً از گفتگوهای مربوط به حبس جمعی مستثنی هستند؟

قانون ویکتوریا: زنان تقریباً 10 درصد از جمعیت زندانهای ایالات متحده را تشکیل می دهند. تا همین اواخر ، مسائل و تجربیات آنها تا حد زیادی نادیده گرفته می شد ، زیرا آنها درصد کمی از جمعیت نفوس زندان و زندان کشور را تشکیل می دهند. اما با داشتن تقریباً 200000 زن در پشت میله های زندان ، حتی 10 درصد نیز تعداد بالایی است و نباید آنها را نادیده گرفت.

زنان همان سوuses استفاده هایی را که مردان در بند زندانی می کنند تجربه می کنند ، اما جنسیت آنها به سیستم زندان ها – و مجموعه ای از سایر نهادها – اجازه می دهد تا بی عدالتی ها و خشونت های بیشتری را علیه آنها تحمیل کنند. به عنوان مثال ، اکثر افراد در زندان فرزندان دارند. وقتی پدری زندانی می شود ، احتمالاً اعضای خانواده ای دارد که از فرزندانش مراقبت می کنند. او ممکن است همیشه آنها را نبیند یا از آنها نشنیده باشد ، اما احتمال نگرانی در مورد از دست دادن آنها برای مراقبت های فرزندان کمتر است. وقتی مادری در حبس است ، پنج برابر بیشتر احتمال دارد که فرزندانش در سیستم مراقبت های فرزندان قرار بگیرند. با این حال ، تا همین اواخر ، مسایل مربوط به دادگاه خانواده و حضانت به عنوان مساله زندان در نظر گرفته نمی شد زیرا موضوعی نبود که بر اکثریت (پدران زندانی) تأثیر بگذارد.

می توانید کمی در مورد تقاطع بین تاریخ خشونت و ضربه زنان و زندانی شدن آنها بگویید؟

قانون ویکتوریا: در میان افراد زندانی در زندان های زنان ، آزار و اذیت گذشته – خشونت خانوادگی ، خشونت جنسی و / یا خشونت خانگی – چنان شیوع یافته است که اکنون اصطلاحی برای آن در نظر گرفته ایم: خط لوله سو abuse استفاده از زندان. تا همین اواخر ، این مسیر تا حد زیادی نادیده گرفته می شد. در ایالات متحده ، حداقل نیمی از زنان در زندان گزارش می کنند که قبل از دستگیری و زندانی شدن ، سو abuse استفاده فیزیکی یا جنسی را تجربه کرده اند. ما همین را در انگلیس می بینیم ، جایی که 46 درصد از زنان در زندان گزارش می کنند که خشونت خانوادگی را تجربه کرده اند.

برای زنانی که دسترسی کمتری به منابع دارند – از جمله منابعی برای کمک به آنها در کنار آمدن و مقابله با آسیب های گذشته ، و همچنین منابعی که همه به آنها نیاز دارند ، مانند مسکن ایمن ، غذای مقوی و مراقبت های بهداشتی – ترکیبی (از این و ضربه یا سو abuse استفاده ) آنها را بیشتر در طول مسیر به سمت زندان هل می دهد. این ممکن است به شکل دفاع از خود در برابر شرکای سوus استفاده کننده یا شریک زندگی سابق ، یا انجام فعالیت های مجرمانه با اجبار شرکای سوus استفاده کننده آنها یا خوددرمانی با استفاده از داروهای غیرقانونی برای مقابله با ضربه غیرمجاز باشد ، که می تواند منجر به دستگیری و حبس شود.

در کتاب خود ، شما در مورد مقاومت و سازماندهی زنان در زندان صحبت می کنید. آنها تا چه اندازه بیشتر از همتایان مرد خود تمایل به انجام این کار دارند؟

قانون ویکتوریا: زنان در دوران زندان بیش از همتایان مرد خود مقاومت و سازماندهی نمی کنند ، اما اقدامات آنها کمتر به عنوان مقاومت یا سازماندهی شناخته می شود. برای زنان ، سازماندهی و مقاومت ممکن است کمک به مادران دیگر باشد تا بتوانند مدارک قانونی مربوط به حضانت کودک را کنترل کنند. در برخی از زندان ها ، این روش به منزله تماس با وكلا و سازمان هایی است كه می توانند آموزشهای مربوط به “حقوق خود را بدانند” و به آنها بیاموزند كه چگونه در سیستم دادگاه خانواده به جستجوی خود بپردازند و از آنها دفاع كنند. در برخی از ایالت ها ، این امر منجر به سازماندهی برای تصویب قوانینی شده است که فقط به این دلیل که والدین در زندان است ، شمارش معکوس برای خاتمه والدین را متوقف می کند. اما از آنجا که والدین اغلب به عنوان یک مسئله زندان مورد توجه قرار نمی گیرند ، وقتی صحبت از سازماندهی زندان است ، ما معمولاً از این تلاش ها چشم پوشی می کنیم. در عوض ، ایده ها در مورد سازماندهی اغلب حول اقداماتی است که توسط مردان انجام می شود – شورش ها ، اعتصاب غذا و اعتصابات کاری.

از چه راه هایی ممکن است سیستم زندان بیش از مردان در زنان شکست بخورد؟

قانون ویکتوریا: سیستم زندان همه را از کار می اندازد. این افراد را به یک فضای خشونت آمیز و آشفته مملو از نژادپرستی و فرصت بسیار اندک برای انجام هر کار معنی دار در طول مدت حضور در پشت میله های زندان می اندازد. گفته شد ، روشهای جنسیتی وجود دارد که زندان زندانیان را ویران می کند. زندانها همان پویایی شرکای سوus استفاده کننده را تکرار می کنند. آنها نه تنها افراد را از خانواده ها و سیستم حمایتی خود جدا می كنند – هرچند كه این خانواده ها و سیستم های حمایتی ناقص نیز باشند – اما در زندان ، به مردم گفته می شود كه چه موقع باید بلند شوند ، هنگامی كه اجازه غذا خوردن ، دوش گرفتن ، بیرون رفتن و دیدن آنها را دارند خانواده ها. اگر افراد بد رفتاری داشته باشند ، در سلول انفرادی حبس شده اند. این نوع کنترل نهایی مشخصه خشونت در خانواده است ، اما یک روش استاندارد زندان است. سپس سو ab استفاده های فاحشی در زندان اتفاق می افتد ، از جمله خشونت فیزیکی و جنسی توسط کارمندان و مراقبت های پزشکی ناکافی.

وی گفت: “زنان ترانس بیش از همتایان سیسگر خود متوقف ، آزار ، بازداشت و دستگیر می شوند. این پدیده ای بسیار رایج است که به آن “راه رفتن در حین ترانس” می گویند “- قانون ویکتوریا

قانون ویکتوریا: زنان رنگین پوست به طور نامتناسبی توسط نظام حقوقی کیفری هدف قرار می گیرند. زنان رنگارنگ به دلیل نژاد و هویت جنسیتی شان بطور نامتناسبی توسط پلیس هدف قرار می گیرند. زیرا آنها ترنس هستند ، احتمال متوقف شدن ، آزار و اذیت ، بازداشت و دستگیری نسبت به همتایان سیسگرشان بیشتر است. این پدیده ای بسیار رایج است که “راه رفتن هنگام ترانس” نامیده می شود.

بسیاری از زندان ها در جوامع روستایی عمدتاً سفیدپوستان واقع شده اند. برای بسیاری از افرادی که در زندان ها کار می کنند ، تنها تماس شخصی آنها با افراد رنگین پوستان با زندانیان است. بسیاری از آنها با ایده های بسیار نژادپرستانه در مورد رنگین پوستان کار می کنند ، که به طرق مختلف ظاهر می شود. به نظر می رسد کارکنان معتقدند فردی که در بحران پزشکی یا بهداشت روانی قرار دارد سو استفاده می کند. این می تواند مانند قرار دادن افراد در سلول انفرادی برای رفتارهای جزئی به نظر برسد. به طور قطع به نظر می رسد مانند اعتقاد به زنی که گزارش کرده است مورد حمله جنسی قرار نگرفته است ، خصوصاً وقتی که مهاجم او کارمند زندان است.

جنبش های بازپرداخت یا اسقاط پلیس در سال های اخیر ، به ویژه پس از اعتراضات BLM در تابستان گذشته ، توجه جهانیان را به خود جلب کرده است. در حقیقت لغو پلیس چگونه خواهد بود؟

قانون ویکتوریا: اگر می خواهید لغو را در عمل ببینید ، به محله های ثروتمندتر – و سفیدتر خود – نگاه کنید. شما حضور پلیس را ندارید که در محله های فقیرنشین رایج باشد ، (بنابراین مردم ندارید) توسط پلیس هدف قرار گرفته ، مورد آزار و اذیت ، بررسی و کشته شدن قرار بگیرید. در عین حال ، شما جوانان جوان در آن محله ها را که به جرایم کوچک دستگیر شده اند ، ندارید. ما همچنین باید به یاد داشته باشیم که ، در ایالات متحده بیش از نیمی از جرایم خشن به پلیس گزارش نمی شود ، بنابراین ما در حال حاضر در جامعه ای زندگی می کنیم که پلیس به عنوان محافظ امنیت یا پاسخ به خشونت دیده نمی شود.

من معتقدم که ما می توانیم در جهت جهانی کار کنیم که بتوان پلیس را از بین برد. ما می توانیم با درخواست بازپرداخت پول پلیس و تغییر مسیر بودجه به منابع مورد نیاز جوامع شروع کنیم. بازپرداخت باید با اختصاص پول به م institutionsسسات حیات بخش همراه باشد. قرار دادن پول ، منابع و ایمان ما به پلیس و زندانها باعث شده ایمنی بیشتری نداشته باشیم. آنچه ما را ایمن تر می کند ، هدایت مجدد این منابع برای ایجاد جوامع قوی تر ، حمایت از افراد و خانواده ها و ایجاد برنامه هایی است که به جای مخفی ماندن از موضوعات اساسی ، ترجیحاً قبل از آنکه به آسیب یا خشونت منجر شوند ، به آنها می پردازند. این یک ساخت آهسته است ، اما اگر بخواهیم در دنیای امن تری زندگی کنیم ضروری است.

زندانها ما را ایمن تر می کنند: و 20 افسانه دیگر درباره زندانیان جمعی اکنون از طریق Beacon Press منتشر شده است

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>