‘ما ابرقهرمان نیستیم’: دانش آموزی از غزه از دور تأمل می کند

[ad_1]

تالا شوراب در مورد بحران هویت فلسطینی و غازی خود می نویسد ، حمله اسرائیل از خارج را تجربه می کند ، و اینکه فلسطینیان با آتش بس

این زمان متفاوت است. این تجاوز از همه حملاتی که در مجموع تجربه کرده ایم بدتر است” دو روز پس از بمباران اسرائیل در 12 مه ، من همه جا این جمله را می دیدم و نمی توانستم آن را درک کنم. ما به عنوان انسان ، به یاد می آوریم که در هنگام بروز یک بحران جدید ، رنج های جدی گذشته برای ما چقدر جدی بود. آخرین حمله بزرگ اسرائیل به نوار غزه هفت سال پیش اتفاق افتاد و شاید ، فکر می کردم مردم واقعیت زندگی را با تهدید مستقیم به مرگ فراموش کرده بودند. می خواستم از این واقعیت که برای بار دوم خانواده ام را برای ادامه تحصیل ترک کرده ام احساس بهتری داشته باشم.

صدها مایل و مرزهای زیادی دورتر ، احساس می کردم به خانواده ام خیانت کرده ام و نمی توانم خودم را در طی دو روز اول حمله به تلفن پدر و مادرم بیاورم. در 14 مه ، من به آنها زنگ زدم به این امید که مثل همیشه وقتی که محاصره اسرائیل شدیدتر شود ، به من دروغ بگویند. با کمال تعجب ، این بار آنها نتوانستند آن را پنهان کنند و من درد و ترس را از طریق صدای تکان دهنده آنها احساس کردم.

گرچه از نظر جسمی در کمبریج بودم اما از نظر روحی و روانی غایب بودم. زندگی در اطراف من به روال عادی ادامه داشت ، با لذت بردن از قفل کردن ، خندیدن و صحبت کردن از مردم. این بی انصافی بود که ، در حالی که برخی از مردم به زندگی عادی خود بازمی گشتند ، فلسطینیان غزه هرگز نمی توانند “عادی” را تجربه کنند ، حتی یک بار آتش بس برقرار نشود. من کاملاً در ذهنم در غزه حضور داشتم ، و احساس می کردم صدای بمباران در نزدیکی من است ، برای زندگی خانواده ام وحشت زده شده ام و حتی مثل خودم در میان آنها هستم.

“با فلش بک و خاطرات 2008 ، 2012 و 2014 ، 11 روز کاملاً فلج بود”

با نزدیک شدن به شب ، همه چیز سنگین شد. بمبگذاری ها شدت گرفت ، برق خاموش شد و من در هر لحظه ممکن است با خانواده ام ارتباط برقرار کنم. من منابع خبری مختلف ، پخش زنده ، توییتر ، فیس بوک را باز کردم و با نگرانی توییت های مردم را خواندم. تنها چیزی که اهمیت داشت این بود که آنها ارسال کردند که آنها زنده هستند. با فلش بک و خاطرات 2008 ، 2012 و 2014 ، 11 روز کاملاً فلج بود.

من هرگز احساس فلسطینی بودن و ارتباط با فلسطینیان از سایر مناطق فلسطین را نداشته ام. برای من ، فلسطینی ها از اورشلیم همیشه به اندازه کسانی که از سایر مناطق جهان می آمدند بیگانه به نظر می رسیدند. برای دهه ها ، فلسطینی ها از یکدیگر بیگانه شده اند تا جایی که من تمایل داشتم بیشتر “غازان” معرفی کنم ، زیرا مطمئن نبودم که چگونه کاملاً فلسطینی باشم.

من همیشه اخبار آنچه را که در فلسطین می گذرد به عنوان تماشاگر تماشا کرده ام و با این حال این بار که شهرک نشینان اسرائیلی فلسطینیان را به زور در شیخ جراح آواره می کنند و در حالی که نیروهای اشغالگر اسرائیلی به مسجد الاقصی حمله می کنند ، دوباره با فلسطین ارتباط برقرار کردم.

من به یاد آوردم که ما فلسطینی ها با یک مسئولیت سیاسی متولد شده ایم و این همان چیزی است که ما به طور مداوم برای آن می جنگیم و به آن افتخار می کنیم. و این فقط من نبودم – من برای اولین بار دیده ام که چگونه همه فلسطینی ها به طور فعال از داخل فلسطین با هم رشد می کنند تا دیاسپورا همه ما در حال تمرین وحدت ملی و مقاومت در برابر تجزیه جسمی و روانی هستیم.

در این مبارزه واحد ، افراد از سراسر جهان بدون توجه به هویت ، یا ملیت به ما پیوستند. در 22 مه ، من به راهپیمایی در لندن رفتم و حدود 200000 نفر از سراسر جهان برای یک هدف راهپیمایی می کردند: فلسطین. این احساسات سنگین را تحریک می کند ، اما مهمتر از همه ، امید است. این زمان می تواند متفاوت باشد. این بار ، جهان آگاه است. این آگاهی و مقاومت جمعی کنونی تحول آفرین است – من ، مانند بسیاری دیگر ، کاملاً فلسطینی احساس می کنم.

“تهاجم متوقف شده است ، اما چگونه می تواند جای زخم ها از بین برود؟ همیشه در حالت آماده باش ، بدن دیگر نمی داند چگونه کنار بیاید. وقتی بدن به طور مداوم در انتظار تهدید است ، پاسخ طبیعی جنگ-پرواز بی اثر می شود “

پس چه اتفاقی می افتد پس از آتش بس؟ محاصره غزه همچنان ادامه دارد ، و همچنین فقدان حقوق اساسی بشر ادامه دارد. تهاجم متوقف شده است ، اما چگونه می توان جای زخم ها را از بین برد؟ همیشه در حالت آماده باش ، بدن دیگر نمی داند چگونه کنار بیاید. پاسخ طبیعی جنگ و پرواز بی اثر می شود زیرا بدن به طور مداوم در انتظار تهدید است اما نمی تواند فرار کند. بدن انسان در یک زندان در فضای باز محبوس شده است و ذهن نیز چنین است.

از فلسطینیان غزه انتظار می رود که زندگی خود را ادامه دهند ، و این تجاوز را به عنوان “دست انداز دیگری در جاده” تلقی کنند ، بخشی از زندگی که هرگز در واقع مانند دیگران در جهان نبوده است. فلسطینی ها در غزه اکنون از آشفتگی احساسی و آسیب های وارد شده آگاه هستند. سرانجام بسیاری به اشتراک می گذارند: “حتی اگر از این مرده خارج شویم ، چگونه می توانیم زنده باشیم؟” علیرغم اینکه فلسطینیان در غزه به طور مداوم تجربه می کنند ، تروما یک حالت طبیعی نیست.

آیا غزه می تواند دوباره بلند شود؟ آیا مردم آنگونه که در رسانه ها و سایر نقاط جهان ارائه می شوند ، تاب آور و قوی هستند؟ من کاملاً مطمئن نیستم ، اما مطمئن هستم که کسی رنج را انتخاب نمی کند. ذاتاً هیچ چیز نجیب وجود ندارد. ما با دو انتخاب روبرو هستیم: مرگ یا بقا. بقا به قدرت ، قدرت و مقاومت تبدیل می شود ، حتی وقتی همه آنچه “انجام” داد – خوشبختانه – از بین نرفت.

حتی برچسب های توانمندسازی که به فلسطینی ها پیوسته است می تواند ما را از انسانیت دور کند و این احساس را تقویت کند که استعمار و ستم در فلسطین امری عادی و ابدی است. ما را ایده آل نکنید ، زیرا ما ابرقهرمان نیستیم اگرچه دنیای ما افسانه ای به نظر می رسد. اما ما اینجا وجود داریم ما هنوز همبستگی و عمل شما را لازم داریم تا بالاخره بتوانم به سادگی انسان باشم و ما به سادگی می خواهیم آزاد زندگی کنیم و زندگی کنیم.

به راهنمای Dazed در مورد چگونگی صحبت در مورد فلسطین در اینجا نگاه کنید

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>