هنر الهام گرفته از مایا آنجلو از مارکوس ریگز ، عشق به خود و روح را جشن می گیرد


دوباره ، دوباره ، من برمی خیزم پاسخی قابل توجه به آسیب های جمعی سال 2020 است ، با استفاده از طبیعت ، شعر و موارد دیگر بدن انسان

در میان اضطراب و عواطف بالایی که در همه گیر همه گیر ، خود انزوایی ، فشارهای سیاسی و بی رحمی پلیس در سال 2020 به وجود آمد ، ما همچنین شاهد انعطاف پذیری ، مهربانی و خلاقیت بسیار خوبی بودیم. در این اوقات تلاش ، عکاس مارکوس ریگز شروع به ساخت یک سری کار در پاسخ به استحکام روح انسان کرد. وی می گوید: “از طریق تمام دردهایی كه ممكن است ما تاكنون متحمل شده باشیم و به طور جمعی ادامه خواهیم یافت ، ما همچنین به افزایش و ظهور خود ادامه خواهیم داد.”

عکاس مستقر در برلین با الهام از شعر “هنوز بلند می شوم” از مرحوم ، مایا آنجلو بزرگ – که عشق به خود را به عنوان اقدامی قدرتمند مقاومت و سرکشی جشن می گیرد ، تصمیم گرفت یک مجموعه عکس ایجاد کند که احساس می کند این کلمات تکان دهنده است. دوباره ، دوباره ، من بلند می شوم قصیده عکاسی ریگز به مانترا توانمندسازی مایا آنجلو و ظرفیت جمعی ما برای برخاستن و غلبه بر رنج هاست. استفاده از مناظر متنوع – از حوضچه های نیلوفرهای ایده آل ، جنگل های سرسبز ، سرسبز و بیابان های خشک – ریگس چهره های برهنه ای را که با دنیای طبیعی ارتباط برقرار می کردند و لحظات لطیف را با یکدیگر تقسیم می کردند ، به تصویر می کشد.

نگاهی بیندازید دوباره ، دوباره ، من برخیزم در گالری بالا ، در حالی که در زیر است ، ما با مارکوس ریگز در مورد بقا ، آرامش در دنیای طبیعی و چگونگی آزمایش 2020 ما در مورد محدودیت ها صحبت می کنیم.

آیا می توانید انگیزه و انگیزه آن را با ما در میان بگذارید دوباره ، دوباره من برخیزم؟

مارکوس ریگز:
این اولین عکسبرداری من پس از وقفه طولانی غیر منتظره در عکاسی پس از انتقال از پاریس به برلین بود. هنگامی که آتش را برای شلیک مجدد زیر الاغم روشن کردم ، در اوج دیوانگی سال 2020 بود ، به ویژه با جنبش BLM که در اروپا ظاهر غالب داشت. تماشای وحشی گری پلیس در شبکه های اجتماعی منجر به آسیب دیدگی گذشته در کسانی می شود که از نزدیک تجربه کرده اند. از همه گیری جهانی ، اعزام شدن به خانه ام و احساس فاصله خانواده در آمریکا ، تا نژادپرستی به عنوان یک موضوع داغ باز در هر جهت از زندگی من ، تصمیم گرفتم در مورد چگونگی پردازش آن تصمیم بگیرم برای خودم. من تصمیم گرفتم احساس خشم خود را بگذارم. خاطرات بدرفتاری آشکار به دلیل رنگ پوست من ؛ ناامیدی ، انزجار و تحریک من از عکاسی برای ایجاد چیزی زیبا در جهانی که بسیاری از چیزهای زشت از هر زاویه به سمت شما پرتاب می شوند.

من می خواستم چیزی را شلیک کنم که به من احساس آرامش می دهد و آن را به یک بنیاد اساسی می رساند که همه ما به نوعی با آن ارتباط داریم ، طبیعت و بدن برهنه انسان. مطمئناً ، این یک ایده جدید برای چشم یا تجربه انسان نیست ، اما من می خواستم از یک پایه ساده شروع کنم. برای برقراری ارتباط با یک محیط طبیعی بزرگتر از من و ایجاد تعادل ، صبر و رهایی از بیماری همه گیر که بسیاری از ما تجربه می کنیم.

عنوان از شعر گرفته شده است ،Still I Rise ‘ توسط مایا آنجلو. این برای من مانند یک مانترا قدرتمند احساس می شود. چرا این شعر با شما صحبت کرده است؟ و از سخنان آنجلو چه چیزی می توانیم بگیریم؟

مارکوس ریگز:
شروع از اولین باری که شعر را شنیدم. من باید کلاس چهارم بودم که یکی از معلمان به دانش آموزان فرصت داد تا به عنوان بخشی از برنامه درسی شعر را به صورت زنده اجرا کنند. یکی از دانش آموزان دوره راهنمایی “هنوز بلند می شوم” از مایا آنجلو را خواند و من به یاد می آورم که آنها آنقدر با شور ، احساسات و آهنگی اجرا می کردند که در آن زمان از هیچ یک از همسالانم ندیده بودم. هرکسی که شاهد این اجرا بود کاملاً تحت تأثیر قرار می گرفت ، یا حداقل برداشت من از آن در نه سالگی بود. ارائه کلمات گفتاری چنان فریبنده بود که احساس می کردم کلمات به گونه ای مرا لمس می کنند که احساس تجربه جدیدی می شود. مخصوصاً برای شنیدن مقدمه ، “شما ممکن است من را در تاریخ بنویسید / با دروغ های تلخ و پیچیده خود / ممکن است من را در خاک بسیار لگدکوب کنید / اما هنوز هم مانند گرد و غبار بلند خواهم شد.” شنیدن چیزی بسیار قدرتمند در چنین جوانی ، که توسط یک همسال انجام می شود ، شگفت آور است. هیچ وقت فراموش نمی کنی و به عنوان یک مانترا قدرتمند عمل می کند که دائماً به آن مراجعه کنید.

“من به خودم یادآوری می کنم که 100 سال پیش ، آنچه اکنون انجام می دهم برای کسی که شبیه من بود در چشم نبود” – مارکوس ریگز

اگرچه در آن زمان ، معنای شعر و میزان ریشه کلمات را کاملاً نمی فهمیدم ، اما به یاد می آورم که این احساسات چگونه به من احساس می کرد. از آن زمان به بعد ، همیشه شعری بوده است که وقتی بزرگ شدم در من ماندگار شد و بعداً دیدم که آن را برای برخی از وقایع زندگی ام کاربرد دارم. درک معنای کامل شعر در حالی که بیشتر به خودم در مورد تاریخ آمریکایی های آفریقایی تبار در ایالات متحده آموخته ام ، با درک و درک پیچیدگی نژادپرستی سیستماتیک ، با برخوردهای شخصی از ناکامی ها ، ناامیدی ها و بسیاری شرایط دیگر که شما را مجبور به رشد می کند ، یک شخص.

من معتقدم آنچه را می توان از شعر گرفت ، به خود شخص بستگی دارد. این شعری است که از قلب یک تجربه منحصر به فرد و در عین حال جمعی ناشی می شود که از فردی به فرد دیگر متفاوت است. برای من ، کلمات موجود در این قطعه به عنوان یک موتور شاعرانه و یادآوری کننده این مسئله است که من باید برای جوان ترم و کسانی که قبل از من آمده اند بلند شوم و برخیزم و این فرصت جسمی و معنوی را به من می دهند که من را در جایی که هستم قرار داده است. امروز. “من رویا و امید برده هستم” نمی تواند برای من دقیق تر باشد. از هر روشی که بخواهید به آن نگاه کنید ، من زندگی کسانی را که قبل از من آمده اند به عنوان یک امتیاز زندگی می کنم. مردان و زنانی که برده ، شركت دار سهام بودند ، پس از خدمت به كشورشان در ارتش یا تلاش برای رای دادن برای داشتن صدای سیاسی در دولت خود ، بدرفتاری كردند. در اینجا من این فرصت را داشتم که تحصیلات عالیه را در ایالات متحده و خارج از کشور دریافت کنم ، در خارج از کشور در برخی از شهرهای بزرگ زندگی کنم ، و فقط با این که هستم به مکانهایی بروم و فضایی را به شکلی کاملاً معتبر و زیبا اشغال کنم. پشت سر گذاشتن ترس ، ضربه و برخوردهایی که مردم برای دیدن من دست و پنجه نرم می کنند و می افتند ، فقط برای این است که من جلو بروم و نگذارم هیچ کاری مرا از رسیدن به آنچه برای خودم خواسته ام خارج کند. در این امتیاز ، من به خودم یادآوری می کنم که 100 سال پیش ، آنچه اکنون انجام می دهم برای کسی که شبیه من بود در نظر نبود.

آیا می توانید از طریق عکس ها و نحوه صحبت آنها با ایده “افزایش” و انعطاف پذیری با ما صحبت کنید؟

مارکوس ریگز: جنبه طلوع ناشی از چیزی است که شما به معنای واقعی کلمه می توانید در تصویر ابتدایی سریال زنی که از آب بیرون می آید و خود را به عنوان مظهر خدا یا جهان نشان می دهد ، مشاهده کنید. این حس نشان دادن و حضور داشتن است. حضور در کنار همه چیزهایی که گذرانده اید از جمله خوب و بد ، خوشحال و غمگین ، که باعث شده در وجود حقیقت و مسیر منحصر به فرد خود در این زندگی بایستید. “دقیقاً مانند قمرها و مانند خورشیدها / با اطمینان جزر و مد / درست مثل امیدهایی که بالا می روند / هنوز هم طلوع خواهم کرد.”

رفتن به سراغ تصاویر زن و مرد در جنگل … به صورت جداگانه و با هم ، این پرتره ها نمایانگر بخشی از سفری هستند که ما برای کسب قدرت برای به دست آوردن تاب آوری طی می کنیم. گاهی این سفر را تنها می گذرانیم ، گاهی شخصی را در طول راه می یابیم که به ما کمک می کند تا از طریق آن آزمایش ها و مصیبت هایی که با آن روبرو هستیم. با شهادت های جشن ، فتح و سرور ، به خود یا یکدیگر کمک می کنیم تا بالاتر از درد و رنج قرار بگیریم. مشتی از آن قدرت و اعتماد به نفس درونی که کشف کرده اید را بدست آورید. پوشیدن آن با افتخار ، به طوری که انرژی از اعماق روح شما به لایه های بیرونی پوست تابانده شود. جذب هر پرتو نوری که جهان با وجود موانعی که در سر راه فرد قرار دارد ، ارائه می دهد.

در شعر ، مایا آنجلو می نویسد ، “آیا می خواستی من را شکسته ببینید؟ / سر خم شده و چشمانش را پایین انداخته است؟ / شانه ها مانند قطرات قطره اشک می ریزند / با گریه های روح من ضعیف می شوند؟” تصویر مرد آبنوس ، در برابر آسمان آبی پاپ آرت و شن و ماسه سفید سفید شده ، علی رغم احتمالات ، متانت ، ظرافت و لطافت را به نمایش می گذارد. شانس شبکه ای از پارادایم ها که سعی در از بین بردن موجودیت یک شخص دارند فقط به همان پوست موجودی است که در آن قرار دارند. با این حال ، ما همچنان به ظهور می پردازیم و در پرتو زیبایی های موجود خود قدم می گذاریم. “در یک سپیده دم که به طرز شگفت انگیزی روشن است ، من قیام می کنم”.

“هر شخصیت نمایانگر احساس آزادی و رهایی از گذشته تاریخ ، امروز و آینده فرداست” – مارکوس ریگز

تصاویر این مجموعه به ترتیب بسیار مشخص توسط شما ارائه شده است. آیا سکانس یک قسمت ذاتی از کار در کل است؟ در صورت وجود ، روایت چیست دوباره ، دوباره بلند می شوم؟

مارکوس ریگز: فکر نمی کنم این سریال به صورت تصادفی ارائه شود. بنابراین ، بله ، سفارش بخشی ذاتی از کار است. شروع با ظهور زنی از آب سیاه و زمردی گویی که از شکم مادر طبیعت زاییده شده است. برای پایان کار با مردی که در یک محیط حداقل و با بافت خوب ، می تواند با طبیعت استراحت کند. برعکس نحوه شروع سریال از موضوع به محیط اطراف. این سکانس همچنین یک جریان طبیعی از یک تصویر به تصویر دیگر به چشم می دهد ، جایی که شما می توانید سبزها و زردهای یک منظره برگ مرطوب را معرفی کنید که به آرامی به سمت آبی ها و برجسته های خورشید و آسمان به سمت پایان سریال پیش می روند.

هیچ روایت خاصی برای این اثر وجود ندارد ، اما بیشتر بازتابی از وضعیت روحی است که هنگام تولید در آن بودم دوباره ، دوباره بلند می شوم –a لحظه ای به موقع که می خواستم کمی تعادل و آرامش برای خودم داشته باشم بدون اینکه حواسم به اطرافم پرت شود.

چهره های این مجموعه نماینده چه کسی (یا چه چیزی) هستند؟ و چرا مناطق متنوع – جنگل های پربرگ ، به بیابان خشک.

مارکوس ریگز: هر چهره بیانگر احساس آزادی و رهایی از گذشته تاریخ ، حال امروز و آینده فرداست. هر چقدر که به نظر پنیر می رسد ، این حقیقت است. آنها نمایانگر دیدگاه ها و اقشار مختلف زندگی هستند که شباهت ها و اختلافات فاحش را با یکدیگر جلب می کنند. آنها اعتماد به نفس ، آسیب پذیری ، فروتنی ، صداقت ، کیفیت ، زیبایی ، دید و جلوه ای از انرژی بالاتر را نشان می دهند.

من می خواستم در مناطق مختلف عکسبرداری کنم ، زیرا در نهایت ، این مکان ها مکان هایی را منعکس می کند که می توانم حس نوستالژی و فرار از زندگی را برای دور شدن از همه چیزهای زشت پیدا کنم. مکانهایی که می توانم خودم را در اکوسیستم های یک محیط اثری غوطه ور کنم و بدانم. این مکانها همچنین نوعی مراقبه بود تا به من کمک کند تا عصبانیت و ناامیدی خود را در جایی آرام تر و آرام تر متمرکز کنم. من می خواستم آن لحظات خاص را به موقع ثبت کنم که در آن میان این همه احساس در یک زمان در سال 2020 احساسات برانگیخته شده اند.

در زندگی شما ، چه چیزهایی انگیزه روزانه “قیام” به شما می دهند؟

مارکوس ریگز: فکر می کنم چیزهای زیادی است که انگیزه روزانه بلند شدن و برخاستن را به من می دهد. خانواده من ، توله سگ من ، یک ایده بصری که می خواهم از آن عکس بگیرم ، یک گروه نزدیک از دوستان حامی و خود جوانم مطمئناً. همچنین ، تا حدودی ، افرادی که در موقعیت های آسیب زای من سهیم بوده اند. من این را می گویم ، بنابراین آنها هرگز دلیلی بر این نیستند که چرا من قیام نمی کنم.

این روزها ، واقعاً جوانتر بودن من دلیل بلند شدن و برخاستن بوده است. چون فکر می کنم ، کنار گذاشتن به این روش چقدر ناامیدکننده خواهد بود؟ تغییرات زیادی برای رسیدن من به اینجا اتفاق افتاده است ، لایه های زیادی ریخته شده است که منجر به تجربیات زیادی می شود و من واقعاً می خواهم مارکوس نه ساله را به همه چیز افتخار کنم … حداقل این چیزی است که من دوست دارم فکر. همچنین ، دانستن اینکه تجربیات من به اینجا ختم نمی شود. در این زندگی چیزهای زیادی برای بدست آوردن وجود دارد و من لعنت می شوم اگر خودم را محدود کنم و سعی نکنم دنبال آن بروم. بنابراین می خواهم تمام تلاش خود را انجام دهم تا بدانم که “من رویای و امید برده هستم”.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>