پنج چیزی که الهام بخش اولین آلبوم کلود Super Monster بود

[ad_1]

اولین شرکت کننده در برچسب فیبی بریجرز Saddest Factory در مورد شخصیت های اصلی لحظات یک فیلم ، هنر دانیل جانستون صحبت می کند و کلمه عوضی را به عنوان یک شخص غیر باینری بازیابی می کند – “این آقای بیچ است برای تو’

هنرمندان نوظهور معاصر موسیقی از اهمیت ایجاد احساس جامعه در اطراف موسیقی خود می دانند ، خواه این موضوع در DM آنها باشد یا شخصاً نامگذاری نام خانوادگی خود را – Pixels Rina Sawayama ، و ابتکار برنامه های خود برای اجرای انفرادی قبل از همه گیری یا اجتماعات K pop و اجتماعات هایپرپاپ که در Reddit شکوفا می شوند را جمع کنید.

می توانید تقریباً هر چیزی را که تعداد آنها در شبکه های اجتماعی جایگذاری شده است ، به Claud ، یک هنرمند ایندی پاپ و اولین خریدار برچسب فیبی بریجرز پیامک کنید. شماره ایالات متحده پیوند مستقیمی به خط تلفنی Claud است که از شبکه فن آوری در حال رشد آنها بیش از استفاده شده است. “من معمولاً با جوابهای عجیب و غریب پاسخ می دهم. کسی پرسید که نوشیدنی مورد علاقه من چیست و فکر می کنم آب قورباغه گفتم ، “کلود به Dazed گفت. این یک سرویس کوچک و در عین حال حیاتی به هواداران است – خدمتی که در مواقع انزوای طولانی مدت و بحران های جهانی حتی مهمتر به نظر می رسد – و از نظر دو طرف سودمند است. “سرگرم کننده است ، درست مثل ارسال پیامک به یک میلیون دوست. کلود می افزاید: “این راه خوبی برای شبیه سازی است ،” امیدوارم امروز همه احساس خوبی داشته باشند “.

کلود با علاقه به مبارزات مشترک خود ، موسیقی خود را از و با نگاه خارجی در خط مقدم می نویسد. آنها پس از طلاق والدین خود ، با مشاهده ماهرانه روابط پیرامون خود ، بزرگتر شدند و پس از مشاهده صنعت فیلم سازی که عمدتاً از بازیگران و روایت های سیگنال استفاده می کرد ، حرفه بازیگری را به حاشیه بردند ، این یک تماس بیدار کننده و ناامید کننده برای آنها غیر باینری بود. موسیقی به یک خروجی تبدیل شد ، جایی که کلود می توانست از روایت های شخصی و گسترده خود پیروز شود. هم صمیمی و هم کاملاً قابل گفتگو ، آنها EP خود را منتشر کردند حاشیه ستاره، شایعه ای درباره تنهایی و عشق از دست رفته ، که حاوی یک آهنگ برجسته در سرود “کاش تو همجنسگرا باشی” بود: آهنگی که داستان عجیب و غریب آشنایی را که برای کسی در حال سقوط است کاملاً در بر می گیرد.

کلود در اوایل کار خود ، نیمی از دو نفره Toast را با جاش مهلینگ ، که در دانشگاه سیراکیوز ملاقات کردند ، تشکیل داد. به زودی آنها با The Marias به تور دعوت شدند ، در حالی که کلود دانشگاه را ترک کرد و مینگ در آنجا ماند. آنها که به تنهایی می رفتند ، مهلینگ را به عنوان یک همکاری نزدیک حفظ کردند و با نام مستعار فعلی برند شدند. آنها پس از انتشار موسیقی بیشتر و گشت و گذار با افرادی مانند Girl In Red ، Clairo و Girlpool ، متوجه شدند که پیشنهادی از فیبی بریجرز برای پیوستن به مارک ضبط شده جدیدش Saddest Factory به عنوان اولین قرارداد امضا دریافت می کنند. اکنون 21 ساله است ، ما در انتشار اولین آلبوم آنها را ملاقات می کنیم فوق العاده هیولا. درون آن یک داستان بزرگسالی نهفته است که از یک صفحه دفتر خاطرات تازه احساس می شود.

صدای کلود لطیف ، شیرین و گاها بازیگوش است ، با حساسیت رویایی پاپ و روح مستقل DIY و سالم. این اوج ها می توانند با مصنوعی ها و هارمونی های چشمک زن از “Cuff Your Jeans” خوشحالی کنند. در جای دیگر ، “آنا” به مالیخولیایی عمیق ، یک گیتار آکوستیک پراکنده و آواز دلهره آور فرو می رود. آهنگ آخر “Falling with the Rain” ، گروه Shelli ، یک پروژه قرنطینه ای است که توسط Claud ، Mehling ، Noa Getzug و Clairo ساخته شده است.

فوق العاده هیولا یک فرو رفتن عمیق در اوج و فرود روابط واقعی یا تصور شده یا شهوتی پس از آن است ، خیلی زود به دام مردم می افتد ، برای محو شدن ارتباطات ، ماجراهای عاشقانه و حرکات ارزشمند سینما درک می کنید.

از شخصیت اصلی در لحظات مربوط به یک فیلم گرفته تا هویت آنها و کار گسترده دانیل جانستون ، در زیر ، ما در مورد همه چیزهایی که الهام گرفته اند با کلود صحبت کردیم فوق العاده هیولا.

نیویورک

کلود: نیویورک اولین شهری بود که در آن زندگی می کردم و فکر می کنم هر زمان که به “زمان های گذشته” نگاه می کنم بسیار نوستالژی می خورم و قطعاً گذشته خود را بیش از حد عاشقانه می کنم. من یک داستان را با یک دوست به اشتراک می گذارم و مانند “یادت می آید آن روز چقدر زیبا بود” را می گویم ، و او می گوید ، “باران می بارید ، در مورد چه چیزی صحبت می کنی؟” و من مثل “فکر کردم که این زرق و برق دار است و ما بهترین زمان را می گذرانیم”. و او خواهد گفت ، “ما در مترو گیر کردیم”. بنابراین ، فکر می کنم مطمئناً بیش از حد عاشقانه عمل می کنم.

من فکر می کنم (زندگی در یک شهر) واقعاً به من کمک کرد زیرا قبل از آن واقعاً واقعاً در شهرهای کوچک زندگی می کردم ، قبلاً در شهر واقعی زندگی نمی کردم ، بنابراین فقط فکر می کنم هر تجربه جدیدی برای من واقعاً خبرهایم را آگاه می کند.

جک آنتونوف

کلود: اتاقی که من به طور تصادفی در آن ضبط کردم ، اتاق جک آنتونوف بود زیرا او اتفاقاً آن هفته کار نمی کرد و فکر نمی کنم افراد دیگر واقعاً در آن اتاق ضبط کرده باشند زیرا عکسهای او در همه جا وجود دارد. تصاویر دیگری از هنرمندان وجود دارد که وی با آنها کار کرده است اما هیچ تصویری وجود ندارد که مربوط به او نباشد و بنابراین بسیار شبیه اتاق او است. که برای من بسیار جالب بود زیرا من از سن 11 یا 10 سالگی به نوعی به موسیقی وی یا پروژه هایش گوش می دادم.

همچنین ، در همان سال من باید با او به گشت و گذار بپردازم که مانند یک لحظه دایره کامل نیز بسیار عجیب بود. این فقط یک لایه برای چرایی کار در آنجا (در استودیوی الکتریک لیدی) احساس بسیار خاصی بود. من همچنین نامه ای را به دیوار او آویزان کردم زیرا می خواستم چیزی بگذارم و مثل این بود که امیدوارم او این کار را پایین نکشد ، اما او چند هفته پیش یک عکس برای من ارسال کرد و هنوز هم بالا است بنابراین خیلی جالب است.

احیای لجن ها

کلود: کسی مرا عوضی صدا می کند و برادرم هنوز این کار را می کند. او همیشه من را عوضی صدا می کرد ، و من فکر می کردم این احساس بسیار زن ستیزانه ای است که او گفت و بسیار تحقیرآمیز است و همیشه واقعاً هر وقت او مرا عوضی صدا می کرد ، واقعاً به من رسید. او واقعاً تنها کسی بود که به غیر از یک دوست برای سرگرمی من را صدا کرده بود ، اما من در تور بودم و کسی من را عوضی صدا می کرد و من مثل “این آقای عوضی برای شما” بود چون من مثل این بودم که نمی توانم باور کنید کسی به من می گوید عوضی لعنتی که خیلی بی ادب است. سپس دوستم آن را شنید و مانند “اوه خدای من که باید عنوان آلبوم تو باشد ، بسیار شگفت آور است ، شما باید آن را بنویسید”. من مثل بودم ، باورم نمی شود این حرف را زدم. من معمولاً تقابل ندارم ، بنابراین ما آن را به یک ترانه تبدیل کردیم.

وقتی کسی من را عوضی صدا می کند ، به نوعی احساس می شود که من را گمراه کرده اند ، زیرا مردم در واقع بچه ها را عوضی نمی نامند و بنابراین برای من دو برابر درد دارد. این احساس زن ستیزی دارد ، و احساس می کند که شما مرا اشتباه گمراه کرده اید.

دانیل جانستون

کلود: قطعه ای از هنر او دلیل تماس گرفتن با کارنامه ام بود فوق العاده هیولا او این طرحی را که مدیر استودیو در الکتریک لیدی به من نشان داد ، انجام داد. نام او لی است و از همین حالا که برادر دانیل از کنار او عبور کرده و اسکیشی از سال 2014 پیدا کرده که روی آن نوشته شده بود “Claud the Super Monster” را مدیریت می کند ، کاری است که واقعاً برایم بسیار دلهره آور بود. من آن را در پایان مراحل آلبوم دیدم ، و احساس می کردم که واقعا یک پروژه خوب است و بنابراین من در نهایت با ضبط خود تماس گرفتم فوق العاده هیولا.

به طور کلی حضور در الکتریک لیدی ، دیدن چیزهایی که در راهروها آویزان کرده اند و سوابق مختلفی که در آنجا ساخته شده بسیار ویژه بود. فکر می کنم هر هنرمند یا اکثر هنرمندانی که در آنجا ضبط می کنند ، جلد را امضا می کنند و آن را روی دیوار می گذارند و یادداشت کوچکی از خود به جا می گذارند و خواندن همه آنها واقعا الهام بخش بود.

تصویر

کلود: من این کار را برای سرگرمی در گذشته انجام داده ام ، چند سال پیش برای ایستگاه رادیویی دانشگاهم چند آرم طراحی کردم ، اما آنقدرها تمرین نمی کنم. اکنون من این کار را خیلی بیشتر انجام می دهم زیرا فکر می کنم جالب است و انجام این کارها فوق العاده هیولا اثر هنری.

من در ابتدا شروع به کشیدن آن کردم مثل مرجعی برای آنچه می توانیم ایجاد کنیم. ما عمیقاً در گفتگو با برچسبی که می خواهم آثار هنری من چگونه باشد ، عمیق بود. من یک عکسبرداری انجام داده بودم و عاشق عکسها بودم ، اما هیچ یک از آنها را برای کارهای هنری احساس نمی کردم و یک عکس وجود داشت که من را نگاه می کرد و لبخند می زد و من شروع کردم به کشیدن شخصیت های کوچک فقط به دلیل اینکه آن را در فتوشاپ داشتم. من وارد پرونده Illustrator می شوم و مثل این می شوم که چگونه می توانم این موضوع را جالب کنم؟ من در پشت ذهنم بودم که فقط روی عکس doodling می کردم و یک ساعت به آن زمان می پرداختم و جاده و ستاره هایی را که شبیه آنها بودم ترسیم کرده بودم ، مثل اینکه در واقع به نوعی به این موضوع علاقه مند شده ام. بعد مثل شش ساعت بعد از اتاق بیرون آمدم و مثل “دوستانی هستم که چند خبر دارم”.

Claud’s Super Monster در تاریخ 12 فوریه در Saddest Factory Records حضور دارد

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>