چرا افسانه زلدا برای همیشه افسون و پایدار خواهد ماند

[ad_1]

در سال 1986 ، Shigeru Miyamoto از نینتندو بازی ای را منتشر کرد که تبدیل به یکی از بزرگترین امتیازات تاکنون شده است. از زیبایی شناسی گرفته تا موسیقی متن و داستان سرایی آن ، افسانه ی زلدا قالب را شکست و نسلها را فريب داد. به عنوان یک منبع قابل اعتماد شادی در طول دوران کودکی ، اخیراً خود را در حال بازگشت به مراتع مجازی آن برای راحتی یافتم. مانند پیله ، اضطراب های من را آرام می کند و احساس نوستالژی را جایگزین پیچ خوردگی قفل می کند. علاوه بر این ، یک حس افسار گسیخته ماجراجویی وجود دارد که احساس می کند جهان جدا از همه گیری و این دوره از خود انزوا است.

اولین باری که بازی کردم افسانه ی زلدا اوایل دهه 2000 در خانه یکی از دوستانش بود. ما در اطراف نینتندو 64 برادر بزرگترشان جمع شده بودیم و با حوصله منتظر آن هستیم اوکارینای زمان صفحه اصلی برای بارگیری و برای صدای سم های کلیپس اپونا که در سراسر صفحه به صدا در می آیند – آن نقوش ارکسترال که دست خوش پیشامد می شوند ، حتی امروز یک تسکین دهنده برای من هستند. قدم زدن از طریق Hyrule Field به عنوان یک آواتار کوچک احساس می شود که یک فرصت ناگهانی گسترش می یابد. این داستان ترسناک می بیند که لینک به خواب عمیقی فرو رفته و هفت سال بعد دوباره زنده شده است ، و این نگرانی های جوانی من درباره بزرگ شدن و ترس از وارد شدن به یک دنیای دمدمی مزاج خارج از توان من را بازتاب می دهد.

با نگاهی به گذشته ، به راحتی می توان فهمید که چرا بسیاری از قلب ها و ذهن های من مانند ذهن من را از ابتدای کار اسیر کرده است. افسانه ی زلدا از سنت های اولیه بازی – لذت ساده بازی های آنلاین و قالب های مستقیم مبارز – به نفع مناظر وسیع ، جایی که بازیکنان می توانستند سرزمین عرفانی Hyrule را کاوش کنند ، فرار می کرد. زیبایی سرسبز و گسترده آن مبتنی بر کودکی میاماتو بود که در حومه شهر زادگاهش Sonobe گشت و گذار می کرد ، چرا که چمنزارهای بزرگ و سیاه چال های دو بعدی به درگاه های پیکسلی تبدیل شده به دنیای جدید شجاع تبدیل شدند. این یک پیشرو معنوی RPG اکشن مدرن بود و حتی اولین تکرارهای بازی با مناظر 8 بیتی خشن ارائه شده ، زلدا این قدرت را داشت که ما را از زندگی روزمره زندگی در دوران کودکی ما به هم بزند و به قلمروهای جادویی سرشار از ماجراجویی بپردازد. نسخه اصلی میاموتو به سرعت به محبوب ترین سری نینتندو تبدیل شد و در سال 1987 بیش از یک میلیون نسخه در آمریکا فروخت – اولین بازی NES (سیستم سرگرمی نینتندو) که این کار را انجام داد. اوکارینا از زمان ، در سال 1998 در نینتندو 64 تازه ساخته شده نیز رکورد های بعدی را شکست ، با اوکارینا تبدیل شدن به پرفروش ترین بازی در یک سیستم عامل.

ورود به جهان درون کارتریج احساس می کرد که تمام نشانه های IRL را که شما را سنگین کرده اند رها کنید. این به عنوان کودکی با درد و خجالتی که اخیراً از استانبول به میانه های انگلیس مهاجرت کرده بود ، این به معنای فرار از احساس ناخوشایند خارجی و ناآشنایی بود. به عنوان Link – که برای انعکاس ارتباط صمیمی هر بازیکن نامگذاری شده است – می توانید از موانع دنیای واقعی عبور کنید. حتی شخصیت شیک ، شخصیتی متغیر و تغییرناپذیر پرنسس زلدا ، به تجسم ملکه پنهانی کمک می کند که من برای بیان کلمات فاقد زبان هستم.

بر افسانه ی زلداسی و پنجمین سالگرد ، خودم را پیدا می کنم که در حال بازگشت به پیچ و خم های جنگل و قلعه های درحال فروپاشی هستم که تخیل کودکی من را شکل داده است. همانطور که همه گیری زندگی شخصی ما را به سمت داخل می چرخاند ، تعاملات اجتماعی که یکبار مشخصه بیست سالگی من بود ، شبهای جمعه نامرتب و عکسهای گران قیمت ، از زیر پاهای ما بیرون کشیده شده اند. در قفل من یک بار دیگر در جستجوی راه های جدیدی برای کاوش هستم – هر چند این بار در محدوده آپارتمان جنوب لندن. نفس وحشی به ویژه سنگ محک خوبی بوده است. یک بازی با نقشه باز ، وسعت بسیار بزرگتر از نسخه های قبلی ، با گیم پلی بسیار گسترده و مملو از جزئیات بسیار کوچک و غنی برای از دست دادن خود. و برخلاف محدودیت های فعلی Covid ، هیچ کجا بسته نشده است.

“این یک پیشرو معنوی RPG اکشن مدرن بود ، و حتی اولین تکرارهای بازی با مناظر 8 بیتی خشن ارائه شده ، زلدا این قدرت را داشت که ما را از زندگی روزمره زندگی در دوران کودکی ما به هم بزند و به قلمروهای جادویی سرشار از ماجراجویی بپردازد “

برای بسیاری از، افسانه ی زلداموفقیت را می توان در گیم پلی دقیق و خط داستانی غنی آن خلاصه کرد ، اما موسیقی متن آن از یک fanbase اختصاصی برای خودش الهام گرفته است. تعداد بیشماری ارکستر سمفونیک وجود دارد که در تفسیرهای مختلف خود از این امتیاز گشت و گذار می کنند و لیست های پخش Zeldawave هزاران بازدید در YouTube به دست می آورند. با توجه به الف نیویورک تایمز مقاله از سال 1999 ، محبوبیت این بازی به حدی بود که باعث رونق فروش اوکارینا ، یک ساز بادی باستانی شد.

آهنگ اصلی ساخته شده توسط MVP کوجی کوندو در داخل نینتندو است ، ملودی های 8 بیتی منحرف کننده و در عین حال رویایی را شامل می شود که وسعت دنیای خیالی Hyrule و تلاش شخصیت اصلی Link را به تصویر می کشد. کوندو با استفاده از ترکیبی از ملودی های الهام گرفته از شعارهای گریگوریایی ، هالیوود ، روستیک فولکلور ، کلاسیک قرن بیستم و ترابادور قرون وسطایی ، بازیکنان را مانند یک دست استاد نامرئی در زمین های پر برگ بازی هدایت کرد. ملودی های وی چنان شدت مخاطبان خود را به خشم آورد که در جدیدترین بازی های این فرانچایز نسخه های دوباره کاری شده از ساخته های اصلی Kondo به نمایش درآمده است. بر افسانه زلدا: نفس وحشی (2018) ، تقریبا نیمی از آهنگ ها بر اساس همان نقوش بازی 1986 ساخته شده اند. حتی فناوری تراشه ابتدایی که آهنگ ها بر اساس آن ساخته شده بودند ، نمی توانست موسیقی کندو را از ایستادن در آزمون زمان باز دارد.

برخلاف اصل ، با این وجود ، اینگونه است نفس وحشیموسیقی متن فیلم عاشقانه عمیقاً به نظر من می رسد. این ساز اصلی ، یک پیانو است ، اولین ساز زلدا بازی برای انجام این کار. در نمرات اولیه مانند Kondo از ترکیبی از عناصر الکترونیکی و ارکسترال استفاده شده است. در مصاحبه سال 2017 با نینتندو ، زلدا طراح صدا حاجیم واکای ​​توضیح می دهد: “ما از همان ابتدا می خواستیم بیشتر به جای موسیقی ساختن هیجان بر روی آن صداهای محیطی تمرکز کنیم زیرا می دانستیم که آنها اصالت را به محیط و مناظر می بخشند. ما احساس کردیم که این می تواند رویکرد بهتری برای بازی باشد. “

این ملودی های ساده و در عین حال مهیج ، احساسات بازی را به تصویر می کشند. در آهنگ “Rito Village” ، ملودی های پیانوی چشمک زن با مکالمات پرندگان midi-synth نقطه گذاری می شوند ، در حالی که “معبد زمان” ، با سرعت عالی و آرام حرکت می کند ، و “Overworld Theme” ، اجرای اصلی بمب گذاری کوجی ، به عنوان یک کار مینیمالیستی تفسیر شده است. در نقاطی ، موسیقی به طور کلی قطع می شود ، و جای خود را به تراکم رد پا ، یا صدای نفس های لینک می دهد. بلند دوتایی هنگامی که شمشیر شما به یک موجود استخوانی برخورد می کند ، و منقل ناخوشایند یک بوکوبلین که بینی خود را انتخاب می کند. این جلوه هایی از این دست است که بازی را بسیار غوطه ور می کند. طراحان صدا بر شبیه سازی همان احساسات حسی شما احساس می کردند که در یک جنگل واقعی (هر چند با موجوداتی جادویی و نگهبانان) قدم می زنید ، تا پایین ترین حد باد و شاخه های جدا شده. عجیب نیست که بازی در زمانی محبوبیت داشته باشد که کانالهای یوتیوب محیطی و بی سیم در بالاترین سطح خود قرار دارند ، این امر به دلیل تمایل به خاموش شدن از دنیای خارج و نیاز به گوش دادن به آرامش قفل محرک است.

تا دسامبر سال 2020 ، نفس وحشی بیش از 21.45 میلیون نسخه فروخته بود. مشابه سال گذشته عبور از حیوانات: افق های جدید، موفقیت معاصر آن نمادی از تمایل ما برای گشت و گذار است – البته عملا – در مناطق جدید. این همچنین به عنوان یک فرار از اخبار پر سر و صدای رسانه های اجتماعی و عصبانیت نئولیبرال که مشخصه بسیاری از زندگی روزمره ما است ، دو برابر شده است. اگرچه زمینه اضطراب من با گذشت زمان تغییر کرده است ، اما با مرور مجدد حق رای دادن پادزهر بیگانگی ایجاد شده توسط این منظره جهنمی یک ساله فراهم شده است. قدرت عاطفی آن مدتها پس از خاموش شدن متوقف می شود.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>