گاو اول: بازیگران سرمایه داری ، پیوند گاو و اشتراک

[ad_1]

فیلم کلی ریخاردت تصویری صمیمی از دوستی و تصویری تحریک کننده از زندگی در آن است مرز آمریكا

در کلی ریخارد گاو اول، دو نفر از خارج در جنگلی در قرن نوزدهم اورگان به هم می رسند. اوتیس ‘کوکی’ فیگوویتس (جان ماگارو) ، یک آشپز بیچاره کارمندی است که روزهای خود را صرف تغذیه باند خشن های گردن خز می کند. کینگ لو (اوریون لی) چینی است که در حال فرار از روس های قاتلی است که به آنها ظلم کرده است. دوستی بعید است که این دو طرحی را برای سرقت شیر ​​از تنها گاو شیری شهرستان برای پخت و فروش “کیک های روغنی” خوشمزه در بازار محلی ایجاد کنند. این یک موفقیت فوری است ، و مشتریانی مشتاق راغب هستند که پول سخت خود را برای تهیه خمیر سرخ شده خرج کنند. هرچه دوستی آنها بیشتر می شود ، تجارت و سرمایه های آنها نیز افزایش می یابد.

قرار گرفتن در پس زمینه سرمایه داری اولیه از رونق تجارت خز در دهه 1820 و در میان هجوم طلا ، گاو اول هم پرتره ای صمیمی از دوستی است و هم تصویری تحریک کننده از زندگی در مرزها. کوکی یک راننده یتیم اهل مریلند است که احساس حساسیت او با محیط بیرحمانه اش مغایرت دارد. از طرف دیگر کینگ لو تیزبین و دنیاطلب است. او آمریکا را سرزمین ثروتها می بیند که برای چیدن رسیده است. هر دو مرد اخراج شده اند و با هم آرزو دارند که ثروت خود را بدست آورند.

“یک اشتراک وجود دارد در این که آنها هر دو در این جهان سخت خارجی هستند. و سپس اگر می خواهید در مورد آن باطنی برخورد کنید ، آنها به نوعی هم روح هستند »، می گوید ماگارو که قبلاً در این فیلم بازی کرده است کوتاه کوتاه و نارنجی سیاه جدید است. “من فکر نمی کنم آنها بدیهی است که این را درک می کنند ، آنها این را درک نمی کنند. اما یک رابطه عمیق بین آنها وجود دارد ، و این واضح است که در طول داستان ایجاد می شود. “

رایخاردت فیلمنامه را با همكار همیشگی خود ، جون ریموند ، كه رمانش است ، نوشت نیمه عمر به عنوان ماده اصلی خدمت می کند. این فیلم با نقل قولی از ویلیام بلیک آغاز می شود ضرب المثل های جهنم: “پرنده لانه ، عنکبوت تار ، دوستی انسان”. در واقع ، در رابطه بین کوکی و کینگ لو چیزی کاملاً دوست داشتنی وجود دارد. رفاقت آنها – که مقایسه ای با یک وسترن دیگر ، 1969 می کند بوچ کسیدی و کودک ساندنس – از یک علت مشترک ناشی می شود: تنهایی. اما طولی نمی کشد که زوجین با امید و آرزوهای خود به یکدیگر اعتماد می کنند.

https://www.youtube.com/watch؟v=SRUWVT87mt8

لی می گوید: “من فکر می کنم که در ابتدا یک نیاز ما را هدایت می کرد ، من فکر می کنم شاه لو یک قاضی شخصیت بسیار زیرکی است ، و بنابراین کسی را می بیند که فکر می کند می تواند به او اعتماد کند.” “اما در عین حال ، او باید در آن زمان نیز به کسی اعتماد کند.”

مکث می کند. “اما دوباره ، دوستی ها ، روابط ، همه آنها از همان ابتدا رشد می کنند. شما فقط به ملاقات دو نفر احتیاج دارید و پس از گذشت زمان ، پیشرفت می کند. “

سپس بانوی اصلی فیلم ، شخصیت تیتراژی ذکر شده در تیتراژ به سادگی “Evie” است. ورود گاو قهوه ای و چشم خیس به فیلم – سر خوردن در امتداد رودخانه کلمبیا بر روی یک لنج در آفتاب غروب بعد از ظهر – باشکوه است. ماگارو می گوید: “او واقعاً شیرین بود.” “انسانها کسانی بودند که همه چیز را فریب می دادند. گاو عالی بود. “

برخی از دل انگیزترین و صمیمی ترین لحظات فیلم در طی صحنه های پنهانی دوشش شبانه اتفاق می افتد. کوکی مخفیانه وارد مزرعه اش می شود در حالی که کینگ لو مراقب درختان اطراف است. اینجاست که کوکی لحظات لطفی را با گاو سپری می کند ، او را در مرگ خانواده اش دلجویی می کند و از خوش شانسی او اطمینان خاطر می دهد (“او اینجا را جای خوبی گرفتی” ، او به او می گوید).

“دوستی ، روابط ، همه آنها از همان ابتدا رشد می کنند. شما فقط نیاز دارید که این دو نفر با هم ملاقات کنند و سپس ، هرچه زمان می گذرد ، پیشرفت می کند. “- اوریون لی

ماگارو می گوید: “ما پیوند بسیار خوبی ایجاد کردیم.” “من صحنه هایی را که شب نشسته بودیم و با او صحبت می کردیم را خیلی دوست داشتم. من او را با رفتارها رشوه می دادم. آن لحظات از لحظات مورد علاقه من بود. “

لی گفت: “من هرگز او را ملاقات نکردم ، زیرا در یک درخت قرار داشتم.” “من هرگز صحنه ها را ندیدم و من – یا پادشاه لو – وقتی آن را در سینما دیدم خیلی حسادت کردم. من – اوریون – مثل این بودم ، “لعنت به جان ، تو خیلی در این کار مهارت داری”. و قسمت دیگر مانند کینگ لو اینگونه بود: ‘شما این نوع رابطه را با گاو داشتید؟ چطور شد که شما با من اینگونه صحبت نکردید؟ “” او دستان خود را به اطراف تکان می دهد. ماگارو مسخره می کند و می گوید: “همسر عصبانی” ، هر دو می خندند.

با خواندن دقیق تر ، گاو اول می تواند به عنوان انتقادی از شکست های شکل گیری سرمایه داری مصرف شود. کوکی و کینگ لو باید ثروتمندان را بدست آورند تا ثروت خود را بدست آورند ، در حالی که طبقه حاکم – صاحب گاو عامل اصلی است (با بازی توبی جونز کاملاً پر زرق و برق) – از کار مهاجر و بومیان آمریکا سود می برد به سرزمینی که غارت کرده اند توجه کنید. ماگارو مخالف است: “من این را به عنوان یک داستان سرمایه داری تصور نمی کردم ، زیرا از منظر کوکی با نزدیک شدن به آن ، او بخشی از آن است. او کاملا مایل است یک سرمایه دار باشد و مطمئناً پادشاه لو نیز چنین است. “

لی گفت: “من قطعاً فکر می کنم این موضوع در مورد سرمایه داری باشد ، اما نه به معنای این که این یک داستان در مورد سرمایه داری است ، فقط به این دلیل است که من آن را از دریچه شاه لو نگاه می کنم.” “و پادشاه لو یک کارآفرین است ، بنابراین او همیشه به دنبال کسب و کار و پول است ، و اینکه کجاست و چگونه می توان آن را ساخت.”

گاو اول یک داستان از خطر و مزاحمت است ، و ضرورت هر دو در تأمین هر ثروت بزرگی است. بر این اساس ، ریخارد با استفاده از آب و هوای سخت روستایی در آمریكا زمینه را برای داستانی دلسوزانه از دوستی فراهم می آورد ، و بنیان هایی را كه كشور و جامعه بر اساس آن بنا شده است مورد بازجویی قرار می دهد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>