یک فیلم کوتاه صمیمی را ببینید که دختران سیاه پوست انگلیسی را بررسی می کند

[ad_1]

راهرو آبی 15 Dubheasa Lanipekun تصویری حساس از خواهران جنوبی لندن است که موضوعات زیبایی ، نژاد و سیاست جنسیتی

که در راهرو آبی 15، یک فیلم کوتاه توسط کارگردان نوظهور Dubheasa Lanipekun ، قهرمان داستان الیزابت (تالیا گامبه) موهای همکلاسی های خود را در زمان استراحت می بندد ، به عنوان وسیله ای برای کسب درآمد بعد از سقوط خانواده در شرایط سخت تنش با ورود دوستش نانا (ماریام بانگورا) به کلاس شروع به ظهور می کند. آنچه که به عنوان گپ و گفتی سبک بازی در قلب ورزش آغاز می شود ، به سرعت به بحث داغی درباره زیبایی ، جنسیت و نژاد تبدیل می شود.

لانی پكون می گوید: “این فیلم در مورد پیدا كردن كلمات و فضا برای درگیر كردن با ظرافت های پیچیده زندگی دیگران است ، خصوصاً اگر آنها تجربه های زندگی شده مشابه شما را نداشته باشند.” این فیلم کوتاه در جنوب لندن ساخته شده و از تجربه بزرگ شدن فیلمساز در شهر الهام گرفته است. او با استفاده از زمینه دخترانگی ، به بررسی مضامین آسیب پذیری نوجوانان و دوستی زنان سیاه پوست ، لنزهای مهربانی را به شخصیت های خود می اندازد.

وی توضیح می دهد: “این كار در چهره جوانان بیگانه طبقه كارگر تجدیدنظر می كند تا جنبه های مختلف” روی سن آمدن “را برای زنان جوان ساكن جنوب لندن بررسی كند. “با این فیلم ، من در حال گفتگوی مستقیم با دیگران هستم که در مورد تنش های همبستگی زنان سیاه پوست صحبت می کنند. من از مو استفاده می کنم ، سنگ مهره ای مهم و نشانگر هویت ، برای کشف اینکه چگونه ما اغلب نیازهای دیگران را دفن می کنیم. “

به عنوان بخشی از New Creative ، با حمایت شورای هنر انگلیس و BBC Arts و با همکاری ICA و Dazed ، تحقق یافته است آبی دالان 15 دوستی نوجوانان را با شکوه و عظمت کثیف و گاه ناپایدار خود ارائه می دهد. در زیر ، Lanipekun در مورد کارگردانی اولین بازی خود در مورد قفل کردن ، استفاده از تجربیات شخصی و لذت خواهر خواهی سیاه بحث می کند.

چه چیزی الهام بخش ساخت راهرو آبی 15؟

Dubheasa Lanipekun: مارتینس در دبیرستان دخترانه فیلد در تپه تالس از سال 2007 تا 2012. لقب مدرسه ما شلختگی در این زمینه بود. مطمئن نیستم که چرا دقیقاً گفتن این موضوع مهم است اما می دانم که چنین است. احتمالاً به این دلیل که این امر از بیداری سیاست جنسیتی من صحبت می کند و به آهستگی واقعیت های دخترانگی سیاهپوست انگلیسی سیاست زده را در مدرسه ای که 90 درصد انگلیسی سیاه ، کارائیب ، آفریقای غربی یا سیاه مخلوط بود درک می کنم.

مراحل سفارش و تولید ایده شما چگونه بود؟ با چه مشکلاتی روبرو شدید؟

Dubheasa Lanipekun: مشکلات زیادی وجود دارد! منظور من این است که ما در حین قفل دوم انگلیس 16 میلی متر شلیک کردیم. من واقعاً باید از همه کسانی که به امکان ساخت فیلم کمک کردند تشکر کنم. به خصوص تهیه کنندگان من توبی کایرماتنگ و یاس بالاسکاس و تهیه کننده اجرایی بک ایوانز. وقت ، انرژی ، اشتیاق و دقت آنها باعث رضایت خاطر این تجربه شده است. من خیلی به اخلاق فیلمسازی کوتاه فکر کرده ام. این یک پروژه اشتیاق است ، اما همچنین یک شغل است ، بنابراین شما می خواهید تا آنجا که ممکن است حرفه ای و مراقب کسانی باشید که به شما کمک می کنند درک کنید چه چیزی در ذهن شما است. من می دانم که موانعی برای دسترسی وجود دارد که تلاش برای داشتن حرفه ای در این صنعت را برای افراد خاص دشوارتر می کند. درخواست برای چیزهای رایگان یا با نرخ کاهش یافته بسیار دشوار است ، به خصوص برای خانم ها ، شما نمی خواهید به عنوان عوضی یا حق دیده شوید. شما واقعاً باید برای هر کلیپ croc و c-stand شتاب بزنید. بنابراین مقدار زیادی از انرژی شما صرف تلاش برای جمع کردن همه چیز در کنار هم می شود. من شخصی هستم که از این گلدان های بودجه ای بهره مند شده ام ، بنابراین شما نمی خواهید بیش از حد آنها را ساقط کنید. اما من نگران آینده سطح ورود و طرح های نوظهور هستم زیرا زمان سربازی طولانی تر و تیراندازی با محدودیت بیشتر بدان معنی است که برای کسانی که تجربه کمتری دارند و یا دسترسی به آنها امکان پذیر نیست ، شکستن بسیار سخت تر است.

داشتن اولین فیلمی که در تلویزیون اولین کارگردانی آن را بر عهده داشت لحظه بسیار جالبی بود. حتی اگر در پایان من فقط مجبور شدم آن را به صورت زنده از طریق لپ تاپ HP کوچک خود تماشا کنم ، زیرا پدر و مادرم آن را از تلویزیون تماشا می کردند ، و من به دلیل همه گیری سعی می کردم از آنها دور شوم. فکر می کنم نولان با دیدن الگوی رفتاری افرادی که در حال تماشای آن هستند ، احساسی از این دست بود اصول در یک بازی پسر.

“من هدفم نشان دادن پرتره ای حساس و صمیمی از دختران جنوبی لندن بود ، و اینکه چگونه فرهنگ زیبایی و همچنین نژاد و سیاست های جنسیتی در نوجوانی آشفته بحث می شود” – Dubheasa Lanipekun

چرا تمرکز بر دخترانگی و به ویژه دختران سیاه برای شما مهم بود؟

Dubheasa Lanipekun: این فیلم قصیده ای است برای این خواهر خواهر مکتب سیاه. هدف من نشان دادن پرتره ای حساس و صمیمی از دختران جنوبی لندن و نحوه بحث در مورد فرهنگ زیبایی و همچنین نژاد و سیاست های جنسیتی در نوجوانی آشفته است. من در واقع اولین پیش نویس را هنگامی که 15 ساله بودم نوشتم به عنوان بخشی از یک نمایش کامل ، بنابراین بازتاب هایی از خود جوانم در آنجا وجود دارد. کتاب لولا اولوفمی فمینیسم ، قطع شد الهام بزرگی برای من بود که به داستان برگردم و از همبستگی به عنوان یک مفهوم و معنای این دوستان جوان در این دوره از زندگی خود بازجویی کنم. بازیگران ، Nevaeh West-Lawson ، Mariam Bangura و Thalia Gambe ، در آوردن همه چیز به آن شگفت انگیز بودند و کار با آنها واقعاً لذت بخش بود.

تجربه شخصی شما از بزرگ شدن در جنوب لندن چیست؟ آیا روی صفحه نمایش شباهت هایی وجود دارد؟

Dubheasa Lanipekun: من به خصوص داستان هایی را جذب می کنم که حقیقت اجتماعی را در درون درام کاوش می کنند ، و می خواستم صداهای شنیده شده منعکس کننده این حقیقت باشند. من سعی کردم در تجربه های خودم به عنوان یک دختر مدرسه آن را ریشه دهم. وقتی می بینید جنبش های اعتراضی جوانان از جوانان در آکادمی پیملیکو گرفته تا همه کسانی که درگیر آن هستند همه دعوت شده اند. این واقعاً آگاهی و تمایل سیاسی برای ادامه سنت اعتراض و تعامل اجتماعی را برجسته می کند. والدین من یک مرکز اجتماعاتی را اداره می کنند و علاقه زیادی به ایجاد جامعه و دسترسی به هنر دارند. کار آنها برای مقابله با معایب اجتماعی مختلفی که مردم ممکن است با آن روبرو شوند تأثیر زیادی بر من و فلسفه ای دارد که زیربنای کار من است.

آیا کارگردانان یا هنرمندان تجسمی وجود دارند که از کار شما الهام بگیرند؟

Dubheasa Lanipekun: تأثیرات من عبارتند از: هفت روش کشتن کایلی جنر توسط یاسمین لی جونز ، عشق توسط الکساندر زلدین ، رویاهای آدامس توسط میکائلا کوئل ، الهی توسط اودا بنیامینا ، دخترانه توسط سلین سیامما ، مخزن ماهی توسط آندره آرنولد ، گرگ مو توسط ماریاما دیالو ، خام توسط جولیا دوکورنو ، من ، دانیل بلیک توسط کن لوچ ، آتلانتیک توسط ماتی دیوپ ، خانه توسط نادیا پاییز ، بت پرستان توسط لوسی لوسکومب ، نصف نژاد توسط ناتاشا مارشال ، علائم توسط یرو تیمی بیو ، پروژه فلوریدا توسط شان بیکر ، سرباز کوچولو توسط استلا کورادی ، یک دختر شبها تنها به خانه می رود توسط آنا لیلی امیرپور ، به Block حمله کنید توسط جو کورنیش ، ما همین هستیم که هستیم توسط لوکا گواداگنینو ، سنگ توسط سارا گاورون ، گرانبها توسط لی دانیلز ، بزرگسالی توسط نوئل کلارک (می دانم ، اما این بود ، فقط نویسنده را بکشید) ، آجر توسط ریان جانسون ، بچه ها توسط لری کلارک و Tin Luck توسط بئاتریکس بلیز.

در این فیلم ، تضادی بین سیاه پوستان و نژاد مختلط وجود دارد. چرا برجسته کردن این مهم مهم بود؟

Dubheasa Lanipekun: فکر می کنم وقتی چنین داستان هایی می گویید ، یعنی در مورد رنگ آمیزی ، رابطه دختران سیاه پوست مختلط و پوست تیره ، تعلق ، دوستی و مسئولیت پذیری ، از خود به عنوان فیلمساز آگاه هستید. در رسانه های تصویری ، چه کسی به شما شلیک می کند و گفتگوی شما را می نویسد. همچنین ، معنای م componentsلفه های مختلف داستان سرایی در یک زمینه اجتماعی گسترده تر و در بحث های مستقر درباره هویت فرهنگی و نمایش سینمایی. نحوه اطلاع رسانی این شخصیت و افزایش تعارض در داستان. برای من فکر می کنم دوست داشتن و احترام به افرادی که از آنها عکس می گیرید مهم است. به آنها به عنوان انسان اهمیت دهید یا به عنوان شخصیتی که آنها را نشان می دهند ، اهمیت دهید.

وقتی با خطوط داستانی و شخصیت ها روبرو می شوید از کجا الهام می گیرید؟

Dubheasa Lanipekun: من بازی های کمی در اتاقم انجام می دهم و همه شخصیت های مختلف را بازی می کنم. هرکسی که بازی می کنم به نوعی ایتالیایی-آمریکایی است ، فکر می کنم این همان جهانی است که به من می گوید یک داستان اوباش بسازم.

می خواهید بینندگان از چه چیزی بگیرند راهرو آبی 15؟

Dubheasa Lanipekun: من می خواهم مردم فکر کنند ، “وای ، فیلم جالب ، ما باید پول بیشتری به او بدهیم تا یک فیلم دیگر بسازد”.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>